سرمایه اجتماعی یعنی میزان اعتماد، همدلی، مشارکت، همکاری و احساس تعلق میان مردم و همچنین رابطهای که میان جامعه و نهادهای رسمی شکل گرفته است.
اگر این سرمایه تقویت شود، بسیاری از مشکلات استان قابلیت حلشدن پیدا میکنند؛ اما اگر تضعیف شود، حتی بهترین برنامهها و بیشترین اعتبارات نیز ممکن است نتوانند به نتیجه مطلوب برسند.
توسعه فقط با اعتبار و پروژه اتفاق نمیافتد
سالهاست درباره توسعه استان گلستان سخن گفته میشود؛ درباره راه، آب، گردشگری، کشاورزی، اشتغال، صنعت و زیرساخت.
همه اینها ضروریاند، اما یک سؤال اساسی وجود دارد:
آیا توسعه فقط با ساخت پروژه اتفاق میافتد؟
پاسخ روشن است: خیر.
توسعه زمانی پایدار میشود که مردم احساس کنند در آینده استان خود نقش دارند و صدایشان شنیده میشود.
اگر مردم نسبت به تصمیمها بیاعتماد باشند، اگر احساس کنند نظر آنان در برنامهریزیها تأثیری ندارد یا اگر فاصله میان وعدهها و عملکردها افزایش پیدا کند، مشارکت اجتماعی نیز کاهش خواهد یافت.
بنابراین، در کنار توسعه زیرساختها باید برای ساختن اعتماد عمومی نیز برنامه داشت.
مردم فقط مخاطب تصمیمها نیستند
یکی از تغییراتی که باید در نگاه مدیریتی استان ایجاد شود، تغییر جایگاه مردم از «مخاطب» به «شریک توسعه» است.
مردم باید در بسیاری از مسائل محلی شنیده شوند؛ از مدیریت آب و محیط زیست گرفته تا گردشگری، ساماندهی شهری، توسعه روستاها و مسائل اجتماعی.
این مشارکت لزوماً به معنای حضور مردم در همه تصمیمات اجرایی نیست؛ بلکه میتواند از طریق شوراها، تشکلهای مردمنهاد، انجمنهای تخصصی، دانشگاهها، رسانهها و نشستهای عمومی شکل بگیرد.
مدیری که مردم را در تصمیمسازی شریک کند، در اجرای تصمیمها نیز همراهی بیشتری دریافت خواهد کرد.
گلستان و سرمایه ارزشمند اقوام
یکی از مهمترین ویژگیهای گلستان، تنوع فرهنگی و قومی آن است.
اقوام مختلف استان با زبانها، آداب، رسوم، موسیقی، غذا و سبک زندگی متفاوت، مجموعهای غنی از فرهنگ را شکل دادهاند.
این تنوع اگر با نگاه درست مدیریت شود، میتواند یکی از مهمترین منابع سرمایه اجتماعی استان باشد.
وحدت به معنای یکسانشدن نیست.
وحدت یعنی انسانها بتوانند با وجود تفاوتهای فرهنگی، برای منافع مشترک خود در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
گلستان میتواند نمونهای موفق از این همزیستی باشد؛ استانی که تنوع را به فرصت تبدیل کرده و از آن برای تقویت انسجام اجتماعی استفاده میکند.
نقش جوانان را جدی بگیریم
اگر درباره آینده گلستان صحبت میکنیم، نمیتوانیم جوانان را نادیده بگیریم.
جوانی که احساس کند در تصمیمگیریها دیده نمیشود، فرصت رشد و اشتغال ندارد یا تواناییهایش مورد استفاده قرار نمیگیرد، بهتدریج از مشارکت اجتماعی فاصله خواهد گرفت.
در مقابل، جوانی که فرصت فعالیت، یادگیری، کارآفرینی و اثرگذاری داشته باشد، میتواند یکی از مهمترین موتورهای توسعه استان باشد.
گلستان نیازمند آن است که جوانان را فقط برای برنامههای مناسبتی و تشریفاتی دعوت نکند؛ بلکه آنان را در اتاق فکر، برنامهریزی و حل مسائل واقعی استان وارد کند.
رسانه؛ پل میان مردم و مسئولان
رسانهها نیز بخش مهمی از سرمایه اجتماعی هستند.
رسانه حرفهای فقط وظیفه انتشار خبر ندارد؛ بلکه باید بتواند میان مردم و مسئولان ارتباط ایجاد کند.
طرح مشکلات مردم، پیگیری وعدهها، معرفی ظرفیتهای استان و نقد منصفانه عملکرد مدیران، میتواند به اصلاح امور کمک کند.
البته مطالبهگری با تخریب متفاوت است.
نقد منصفانه میتواند اعتماد را افزایش دهد؛ اما تخریب و انتشار اطلاعات نادرست، سرمایه اجتماعی را کاهش میدهد.
از همین رو، استان به رسانههایی نیاز دارد که هم شجاعت مطالبهگری داشته باشند و هم مسئولیت حرفهای خود را فراموش نکنند.
مسئولان؛ اعتماد با عمل ساخته میشود
اعتماد عمومی با شعار ایجاد نمیشود.
مردم بیش از آنکه به وعدهها توجه کنند، عملکرد را میبینند.
وقتی مسئولی وعدهای میدهد و آن وعده محقق میشود، اعتماد افزایش پیدا میکند.
وقتی تصمیمی گرفته میشود و آثار آن در زندگی مردم دیده میشود، سرمایه اجتماعی تقویت میشود.
اما وقتی میان وعده و عمل فاصله ایجاد شود، اعتماد آسیب میبیند.
بنابراین، یکی از مهمترین وظایف مدیران استان باید واقعبینانه وعده دادن و مسئولانه عمل کردن باشد.
گاهی یک توضیح صادقانه درباره اینکه چرا یک طرح اجرا نشده، میتواند بیش از یک وعده غیرواقعی اعتماد ایجاد کند.
سرمایه اجتماعی و حل بحران آب
حتی مسئلهای مانند بحران آب که در ظاهر یک موضوع فنی و تخصصی است، بدون سرمایه اجتماعی قابل مدیریت نیست.
برای اصلاح الگوی مصرف، مردم باید اعتماد کنند.
برای تغییر الگوی کشت، کشاورزان باید اطمینان داشته باشند که تصمیمها کارشناسی و منصفانه است.
برای حفاظت از منابع طبیعی، جوامع محلی باید احساس کنند منافع آنان نیز در نظر گرفته شده است.
بنابراین، بسیاری از مسائل استان در نهایت به یک موضوع مشترک میرسند:
اعتماد و مشارکت مردم.
سرمایه اجتماعی و گردشگری
گردشگری نیز بدون جامعه محلی موفق نخواهد شد.
وقتی مردم یک روستا بدانند گردشگری میتواند برای آنان اشتغال و درآمد ایجاد کند، از حفظ محیط و فرهنگ منطقه بیشتر حمایت خواهند کرد.
اگر جوانان محلی بتوانند به عنوان راهنمای گردشگری، صاحب اقامتگاه، تولیدکننده صنایعدستی یا ارائهدهنده خدمات فعالیت کنند، گردشگری از یک فعالیت فصلی به یک اقتصاد پایدار تبدیل خواهد شد.
بنابراین، توسعه گردشگری گلستان نیز نیازمند مشارکت واقعی مردم است.
دانشگاه و نخبگان نباید بیرون از میدان باشند
گلستان برای حل مسائل خود به دانش و تخصص نیاز دارد.
دانشگاهها و مراکز علمی استان نباید فقط در زمان برگزاری همایشها مورد توجه قرار گیرند.
مسائل واقعی استان باید به موضوع پژوهش تبدیل شوند.
بحران آب، توسعه گردشگری، مهاجرت، اشتغال جوانان، محیط زیست، مدیریت شهری، اقتصاد روستایی و آسیبهای اجتماعی، همگی نیازمند پژوهشهای کاربردی هستند.
دانشگاهی که با مسائل جامعه ارتباط داشته باشد، میتواند بخشی از سرمایه اجتماعی استان باشد.
از مردم برای مردم تصمیم بگیریم
یکی از مهمترین اصول حکمرانی مطلوب این است که تصمیمها تا حد امکان با شناخت دقیق از نیازهای جامعه گرفته شوند.
هیچ نسخهای را نمیتوان بدون شناخت شرایط محلی برای همه مناطق تجویز کرد.
مشکلات یک روستای مرزی با مشکلات مرکز استان یکسان نیست.
نیازهای یک کشاورز با نیازهای یک گردشگر یا یک جوان جویای کار تفاوت دارد.
بنابراین، سیاستگذاری باید مبتنی بر شنیدن صدای واقعی جامعه باشد.
یک پیشنهاد برای گلستان
به نظر میرسد استان گلستان میتواند با طراحی یک «نقشه راه سرمایه اجتماعی»، این موضوع را به صورت جدی وارد برنامهریزی توسعه خود کند.
در این نقشه راه میتوان شاخصهایی مانند اعتماد عمومی، مشارکت اجتماعی، رضایت شهروندان، ارتباط مردم و مسئولان، مشارکت جوانان، نقش زنان، فعالیت تشکلهای اجتماعی و میزان مشارکت جوامع محلی در تصمیمگیریها را مورد سنجش قرار داد.
آنچه اندازهگیری نشود، معمولاً بهدرستی مدیریت نیز نخواهد شد.
سخن پایانی
گلستان منابع طبیعی، ظرفیتهای اقتصادی، تنوع فرهنگی و سرمایه انسانی ارزشمندی دارد.
اما بزرگترین سرمایه استان شاید چیزی باشد که در هیچ بودجهای بهعنوان یک ردیف اعتباری دیده نمیشود:
اعتماد مردم به یکدیگر و به آینده.
اگر اعتماد وجود داشته باشد، مردم برای حل مشکلات کنار یکدیگر میایستند.
اگر مشارکت وجود داشته باشد، طرحهای توسعهای با مقاومت کمتری مواجه میشوند.
اگر گفتوگو وجود داشته باشد، اختلافها قابل مدیریت خواهند بود.
و اگر امید وجود داشته باشد، جوانان آینده خود را در همین سرزمین جستوجو خواهند کرد.
گلستان بیش از آنکه به شعارهای بزرگ نیاز داشته باشد، به اعتمادسازیهای کوچک اما واقعی نیاز دارد؛ به مسئولی که وعده خود را عملی کند، رسانهای که منصفانه مطالبهگری کند، جوانی که فرصت اثرگذاری داشته باشد و مردمی که بدانند حضور و نظرشان اهمیت دارد.
توسعه گلستان از پروژهها آغاز نمیشود؛ از اعتماد آغاز میشود.
اگر بتوانیم سرمایه اجتماعی استان را تقویت کنیم، آنگاه آب، گردشگری، کشاورزی، محیط زیست، اشتغال و بسیاری از مسائل دیگر نیز شانس بیشتری برای حلشدن خواهند داشت.
امروز باید بیش از هر زمان دیگری به این حقیقت توجه کنیم:
گلستان برای ساختن آیندهای بهتر، فقط به منابع بیشتر نیاز ندارد؛ به اعتماد بیشتر، مشارکت بیشتر و همدلی بیشتر نیاز دارد.
اعظم عرب
فعال فرهنگی و اجتماعی