سالهاست درباره توسعه استان سخن گفته میشود. جلسات برگزار میشود، طرحها نوشته میشود و در مقاطع مختلف وعدههایی درباره سرمایهگذاری و ایجاد اشتغال مطرح میشود؛ اما آنچه کمتر درباره آن صحبت میکنیم، این است که چرا بخش قابلتوجهی از ظرفیتهای استان هنوز در سطح «پتانسیل» باقی ماندهاند.
گلستان در کشاورزی حرف برای گفتن دارد، اما تا زمانی که بخش مهمی از تولیدات به صورت خام از استان خارج شود، نمیتوان انتظار داشت تمام ارزش اقتصادی تولید در همین منطقه ایجاد شود. تفاوت میان تولید یک محصول و ساختن یک زنجیره ارزش، همان فاصلهای است که میتواند یک اقتصاد محلی را متحول کند.
محصول زمانی برای استان ثروت واقعی ایجاد میکند که از مزرعه تا بازار، حلقههای فرآوری، بستهبندی، برندینگ، حملونقل و فروش در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
همین نگاه را باید درباره گردشگری نیز داشت.
گلستان جاذبه کم ندارد؛ آنچه نیاز دارد، تجربه گردشگری منسجم و ماندگار است.
گردشگری زمانی میتواند موتور توسعه باشد که گردشگر فقط از یک جاذبه بازدید نکند و از استان عبور نکند؛ بلکه چند روز بماند، اقامت کند، غذای محلی بخورد، صنایعدستی خریداری کند، با فرهنگ اقوام آشنا شود و بخشی از اقتصاد محلی را به حرکت درآورد.
جنگل، ساحل، روستا، آثار تاریخی و فرهنگ اقوام زمانی به سرمایه اقتصادی تبدیل میشوند که در کنار یکدیگر به یک محصول گردشگری تبدیل شوند.
در این میان، روستاهای گلستان نیز ظرفیت بزرگی دارند که هنوز به اندازه کافی دیده نشدهاند.
روستا میتواند همزمان محل تولید، گردشگری، صنایعدستی، اقامت و فروش محصولات محلی باشد. اگر زنجیره مناسبی ایجاد شود، یک محصول کشاورزی یا صنایعدستی میتواند از یک کالای ساده به یک برند منطقهای تبدیل شود.
اما این تحول بدون حضور جوانان امکانپذیر نیست.
جوان گلستانی نباید تنها مخاطب برنامههای اشتغال باشد؛ باید بخشی از طراحی اقتصاد آینده استان باشد.
امروز فناوری این امکان را فراهم کرده است که یک جوان در یک شهر کوچک یا حتی یک روستا، محصول خود را به سراسر کشور معرفی کند، خدمات دیجیتال ارائه دهد یا یک کسبوکار اینترنتی راهاندازی کند.
به همین دلیل، توسعه اقتصاد دیجیتال برای گلستان یک انتخاب تجملاتی نیست؛ میتواند راهی برای کاهش محدودیتهای جغرافیایی و ایجاد فرصتهای جدید برای نسل جوان باشد.
اما برای رسیدن به این نقطه، نگاه مدیریتی نیز باید تغییر کند.
دیگر نمیتوان کشاورزی، گردشگری، اشتغال، فرهنگ، فناوری و توسعه روستایی را جدا از یکدیگر دید.
اقتصاد آینده گلستان در نقطه اتصال همین ظرفیتها شکل خواهد گرفت.
یک کشاورز میتواند گردشگر جذب کند؛ یک روستا میتواند به مقصد گردشگری تبدیل شود؛ گردشگر میتواند مشتری صنایعدستی باشد؛ فناوری میتواند بازار این محصولات را توسعه دهد و جوانان میتوانند حلقه اتصال همه این بخشها باشند.
مسئله امروز گلستان، کمبود ایده نیست؛ کمبود نگاه یکپارچه و زنجیرهای است.
از سوی دیگر، سرمایهگذار زمانی وارد استان میشود که مسیر روشن باشد. بروکراسی پیچیده، فرآیندهای طولانی، نبود اطلاعات شفاف و ناهماهنگی میان دستگاهها میتواند حتی بهترین ظرفیتها را نیز از چرخه سرمایهگذاری خارج کند.
گلستان برای توسعه، بیش از آنکه به شعارهای بزرگ نیاز داشته باشد، به پروژههای کوچک اما دقیق، قابلاندازهگیری و نتیجهمحور نیاز دارد.
برای هر شهرستان باید مشخص باشد که مزیت اصلی چیست، چه محصولی قابلیت برند شدن دارد، چه زیرساختی نیاز است، چه میزان سرمایه لازم است و در نهایت چه تعداد شغل پایدار میتواند ایجاد کند.
این همان جایی است که دانشگاه، بخش خصوصی، مدیران اجرایی و جامعه محلی باید کنار یکدیگر قرار بگیرند.
دانشگاه نباید فقط تولیدکننده مقاله باشد؛ باید بخشی از مسائل واقعی استان را حل کند.
بخش خصوصی نباید فقط در زمان برگزاری همایشها دعوت شود؛ باید در تصمیمسازی حضور داشته باشد.
جامعه محلی نیز نباید صرفاً دریافتکننده تصمیمات باشد؛ باید در طراحی و اجرای برنامههای توسعه سهم داشته باشد.
و جوانان نباید فقط در مراسمها شنیده شوند؛ باید در اتاق تصمیمگیری آینده استان حضور داشته باشند.
گلستان امروز در یک نقطه مهم قرار گرفته است.
میتوان همچنان از ظرفیتهای بینظیر استان سخن گفت و سالها بعد نیز همان جملات را تکرار کرد؛ یا میتوان یک گام جدیتر برداشت و پرسید:
چگونه این ظرفیتها را به ارزش اقتصادی، اشتغال پایدار و رفاه مردم تبدیل کنیم؟
توسعه گلستان از جایی آغاز میشود که از شمارش داشتهها عبور کنیم و به سراغ ساختن ارزش برویم.
گلستان به اندازه کافی ظرفیت دارد.
آنچه اکنون نیاز دارد، مدیریتی است که ظرفیت را ببیند، زنجیره ارزش را بشناسد و نتیجه را اندازهگیری کند.
شاید وقت آن رسیده باشد که به جای تکرار این جمله که «گلستان ظرفیتهای فراوانی دارد»، جمله دیگری را به مطالبه عمومی تبدیل کنیم:
گلستان باید از ظرفیتهای خود برای ساختن آینده مردمش استفاده کند.
عظیما میررضایی