استان گلستان را معمولاً با سرسبزی، جنگلهای هیرکانی، رودخانهها، زمینهای کشاورزی و بارندگیهای شمال کشور میشناسیم؛ استانی که در نگاه نخست شاید کمتر کسی آن را در شمار مناطق گرفتار بحران آب قرار دهد. اما واقعیت امروز چیز دیگری است.
گلستان نیز در سالهای اخیر با یکی از جدیترین چالشهای خود یعنی کاهش منابع آب و تشدید تنش آبی روبهرو شده است؛ بحرانی که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک مسئله فصلی یا ناشی از کاهش مقطعی بارندگی دانست.
بحران آب، امروز تنها مسئله تأمین آب شرب نیست؛ بلکه با کشاورزی، محیط زیست، اشتغال، امنیت غذایی، توسعه اقتصادی و حتی آینده جمعیتی استان ارتباط مستقیم دارد.
شاید مهمترین پرسش این باشد که چگونه استانی که سالها به بارندگی و سرسبزی شناخته شده، امروز با نگرانی درباره تأمین آب مواجه است؟
پاسخ را باید در مجموعهای از عوامل جستوجو کرد؛ از تغییرات اقلیمی و نامنظمشدن بارشها گرفته تا افزایش مصرف، برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی، کاهش آبدهی رودخانهها، فرسودگی شبکههای آبرسانی و الگوی نامتناسب مصرف در بخش کشاورزی.
از این رو، نباید افزایش بارندگی در یک مقطع کوتاه را به معنای پایان بحران آب تلقی کرد. آنچه اهمیت دارد، ذخیرهسازی، مدیریت و استفاده پایدار از منابع آب است.
آب شرب؛ اولویت نخست
در میان همه ابعاد بحران آب، تأمین آب شرب مردم باید نخستین و غیرقابلمذاکرهترین اولویت باشد.
هیچ برنامه توسعهای بدون تضمین آب شرب پایدار نمیتواند موفق باشد. شهرها و روستاهای استان باید از شبکهای پایدار، مطمئن و برخوردار از کیفیت مناسب آب بهرهمند باشند و برنامههای اضطراری برای دورههای خشکسالی نیز از پیش آماده شود.
همزمان، کاهش هدررفت آب در شبکههای شهری و روستایی باید با جدیت دنبال شود. آبی که پس از تصفیه و صرف هزینه فراوان وارد شبکه میشود، نباید به دلیل فرسودگی زیرساختها از دست برود.
کشاورزی و ضرورت تغییر الگوی مصرف
گلستان یکی از استانهای مهم کشاورزی کشور است و طبیعی است که بخش قابل توجهی از منابع آب در این حوزه مصرف شود.
اما ادامه الگوهای سنتی مصرف آب، در شرایطی که منابع محدودتر شدهاند، امکانپذیر نیست.
باید با مشارکت واقعی کشاورزان، کارشناسان و تشکلهای بخش کشاورزی، درباره این پرسش تصمیمگیری کنیم که چه محصولی، در چه منطقهای و با چه میزان مصرف آب تولید شود.
توسعه آبیاری نوین، اصلاح الگوی کشت، استفاده از ارقام کمآببر و آموزش کشاورزان میتواند بخش مهمی از فشار موجود بر منابع آب را کاهش دهد.
البته اصلاح الگوی کشت نباید به معنای نادیده گرفتن معیشت کشاورزان باشد؛ بلکه باید همزمان برای جبران خسارتها، حمایت مالی و ایجاد بازار مناسب محصولات نیز برنامه وجود داشته باشد.
آبهای زیرزمینی؛ ذخیرهای برای نسل آینده
یکی از جدیترین نگرانیها، وضعیت منابع آب زیرزمینی است.
آبخوانها سرمایهای نیستند که بتوان بیپایان از آنها برداشت کرد. کاهش سطح آب زیرزمینی، علاوه بر تهدید کشاورزی و تأمین آب، میتواند پیامدهای زیستمحیطی و اقتصادی گستردهای به دنبال داشته باشد.
بنابراین، سیاست مدیریت آب استان باید از تمرکز صرف بر «تأمین آب بیشتر» به سمت مدیریت مصرف، حفاظت از منابع و افزایش بهرهوری حرکت کند.
کنترل برداشتهای غیرمجاز، نصب و پایش ابزارهای اندازهگیری، تغذیه آبخوانها، آبخیزداری و جلوگیری از تخریب عرصههای طبیعی، باید در کنار یکدیگر دنبال شوند.
بحران آب؛ فقط بحران اقلیم نیست
تغییرات اقلیمی واقعیتی انکارناپذیر است، اما نباید همه مشکلات را به گردن خشکسالی انداخت.
بحران آب تا حد زیادی به نحوه مدیریت منابع نیز وابسته است.
اگر مصرف اصلاح نشود، شبکهها فرسوده باقی بمانند، برداشتهای غیرمجاز ادامه پیدا کند و دستگاههای مختلف بدون هماهنگی تصمیم بگیرند، حتی سالهای پربارش نیز نمیتوانند تضمینکننده آینده آب استان باشند.
گلستان نیازمند مدیریت یکپارچه منابع آب است؛ مدیریتی که در آن آب شرب، کشاورزی، صنعت، محیط زیست، منابع سطحی و منابع زیرزمینی در یک چارچوب واحد دیده شوند.
ضرورت تشکیل قرارگاه مدیریت آب استان
شرایط امروز ایجاب میکند که مدیریت بحران آب به یک برنامه دائمی و فرابخشی تبدیل شود.
پیشنهاد میشود با محوریت استانداری گلستان و حضور دستگاههای مرتبط، دانشگاهها، کارشناسان، نمایندگان کشاورزان و تشکلهای اجتماعی، قرارگاه دائمی مدیریت آب استان شکل گیرد.
این قرارگاه باید وظیفه پایش مستمر منابع، پیشبینی شرایط خشکسالی، تدوین سناریوهای تأمین آب و نظارت بر اجرای برنامههای مدیریت مصرف را بر عهده داشته باشد.
همچنین لازم است اطلاعات مربوط به وضعیت منابع آب استان به شکل شفاف در اختیار مردم قرار گیرد؛ زیرا بدون مشارکت مردم، مدیریت مصرف آب امکانپذیر نخواهد بود.
آب و آینده گلستان
بحران آب فقط یک مسئله اقتصادی یا فنی نیست.
آب با سلامت مردم، امنیت غذایی، اشتغال، مهاجرت، محیط زیست و آینده توسعه استان پیوند خورده است.
اگر منابع آب کاهش پیدا کند، نخست کشاورزی آسیب میبیند؛ سپس اشتغال و درآمد خانوارها تحت تأثیر قرار میگیرد و در نهایت، پیامدهای اجتماعی آن خود را نشان خواهد داد.
بنابراین، مدیریت آب در حقیقت مدیریت آینده گلستان است.
گلستان هنوز فرصت دارد.
فرصت برای اصلاح الگوی مصرف، نوسازی شبکههای آبرسانی، حفاظت از آبخوانها، توسعه کشاورزی کمآببر، استفاده از فناوریهای نوین، تقویت آبخیزداری و افزایش مشارکت مردم.
اما این فرصت همیشگی نیست.
نباید منتظر بمانیم بحران به مرحلهای برسد که تأمین آب شرب، کشاورزی و محیط زیست با مشکلات جدی مواجه شود و بعد به فکر چاره بیفتیم.
آب، سرمایه مشترک امروز و امانت نسلهای آینده است.
گلستان دیگر نمیتواند با تصور گذشته درباره فراوانی آب برنامهریزی کند. باید واقعیت جدید را پذیرفت و بر اساس آن تصمیم گرفت.
امروز بیش از هر زمان دیگری به یک نگاه آیندهنگر، علمی و مسئولانه به مسئله آب نیاز داریم.
اگر امروز برای آب تصمیم بگیریم، میتوانیم آینده گلستان را حفظ کنیم؛ اما اگر تصمیمگیری را به فردا موکول کنیم، هزینههای آن برای مردم و نسلهای آینده بسیار سنگینتر خواهد بود.
اعظم عرب
فعال فرهنگی و اجتماعی