تا چند سال پیش، وقتی از آینده فناوری صحبت میکردیم، هوش مصنوعی بیشتر شبیه موضوعی متعلق به فیلمهای علمی ـ تخیلی بود؛ اما امروز دیگر آینده نرسیده است؛ آینده وارد زندگی روزمره ما شده است.
هوش مصنوعی در حال تغییر شیوه آموزش، تولید محتوا، کسبوکار، پزشکی، صنعت، کشاورزی، خدمات، رسانه و حتی تصمیمگیریهای مدیریتی است.
پرسش مهم برای استان گلستان این نیست که آیا هوش مصنوعی وارد زندگی مردم خواهد شد یا نه.
این اتفاق همین حالا رخ داده است.
پرسش اصلی این است:
گلستان قرار است مصرفکننده فناوری باشد یا تولیدکننده ارزش در عصر هوش مصنوعی؟
فرصت یا تهدید؟
نگاه کردن به هوش مصنوعی فقط از زاویه تهدید، ما را از فرصتهای آن دور میکند.
طبیعی است که ورود فناوریهای جدید برخی مشاغل را تغییر دهد و حتی بخشی از وظایف انسانی را خودکار کند؛ اما همزمان مشاغل و مهارتهای جدیدی نیز ایجاد خواهد شد.
مسئله اصلی، حذف انسان نیست؛ مسئله این است که انسان باید برای همکاری با فناوری جدید آماده شود.
جوانی که امروز مهارت استفاده درست از ابزارهای هوش مصنوعی را یاد میگیرد، میتواند در بسیاری از حوزهها فرصتهای تازهای پیدا کند.
گلستان چه چیزی برای عرضه دارد؟
شاید تصور کنیم هوش مصنوعی بیشتر برای استانهای صنعتی و کلانشهرهاست.
اما گلستان نیز ظرفیتهای منحصربهفردی دارد.
کشاورزی، گردشگری، محیط زیست، صنایع غذایی، تجارت، آموزش، رسانه و خدمات، همگی حوزههایی هستند که میتوانند از فناوریهای هوشمند بهره ببرند.
برای مثال، در کشاورزی میتوان از داده و فناوری برای پیشبینی وضعیت محصولات، مدیریت بهتر منابع و افزایش بهرهوری استفاده کرد.
در گردشگری میتوان خدمات هوشمند، معرفی دیجیتال جاذبهها و تجربههای شخصیسازیشده برای گردشگران ایجاد کرد.
در حوزه محیط زیست نیز فناوری میتواند به پایش بهتر منابع طبیعی و شناسایی تغییرات کمک کند.
بنابراین هوش مصنوعی برای گلستان یک موضوع لوکس و تجملاتی نیست.
میتواند بخشی از راهحل مسائل واقعی استان باشد.
جوانان؛ بزرگترین فرصت
یکی از مهمترین سرمایههای گلستان، نیروی انسانی جوان و تحصیلکرده آن است.
اگر آموزشهای لازم فراهم شود، جوان گلستانی میتواند بدون مهاجرت به تهران یا دیگر کلانشهرها، بخشی از فعالیت حرفهای خود را به صورت آنلاین انجام دهد.
یک طراح، برنامهنویس، تولیدکننده محتوا، تحلیلگر داده یا متخصص بازاریابی دیجیتال میتواند برای مشتریانی در سراسر کشور کار کند.
این یعنی فناوری میتواند یک معادله قدیمی را تغییر دهد:
برای پیدا کردن فرصت، همیشه لازم نیست محل زندگی خود را ترک کنیم؛ گاهی باید مدل کار کردن را تغییر دهیم.
آموزش باید تغییر کند
نمیتوان با روشهای آموزشی چند دهه قبل، جوانان را برای بازار کار چند سال آینده آماده کرد.
مدرسه و دانشگاه باید در کنار دانش تخصصی، مهارتهایی مانند تفکر انتقادی، سواد داده، سواد رسانهای، حل مسئله، کار تیمی و استفاده مسئولانه از ابزارهای هوش مصنوعی را نیز جدی بگیرند.
قرار نیست دانشآموز و دانشجو فقط یاد بگیرد چگونه از یک ابزار هوش مصنوعی استفاده کند.
باید یاد بگیرد:
چه زمانی از آن استفاده کند، چگونه پاسخ آن را ارزیابی کند و چگونه از تبدیل شدن به مصرفکننده صرف فناوری جلوگیری کند.
هوش مصنوعی و رسانه
رسانهها یکی از نخستین حوزههایی هستند که تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار گرفتهاند.
تولید متن، تصویر، ویدئو، تحلیل دادههای مخاطبان و ترجمه، تنها بخشی از کاربردهای این فناوری در رسانه است.
اما در کنار فرصت، یک خطر جدی نیز وجود دارد:
افزایش سرعت تولید اطلاعات نادرست.
تصاویر جعلی، ویدئوهای دستکاریشده و محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی میتوانند تشخیص حقیقت را دشوارتر کنند.
در چنین شرایطی، نقش خبرنگار حرفهای کمرنگ نمیشود؛ بلکه اهمیت آن بیشتر میشود.
جامعه بیش از گذشته به رسانهای نیاز دارد که بتواند راستیآزمایی کند، منبع را بررسی کند و میان واقعیت و محتوای ساختگی تفاوت بگذارد.
مدیریت استان باید جلوتر از تغییر حرکت کند
یکی از خطرات معمول در مواجهه با فناوری این است که ابتدا فناوری وارد جامعه شود و سپس مدیریت به فکر سیاستگذاری بیفتد.
گلستان نباید منتظر بماند تا تحولات دیجیتال، ساختارهای موجود را مجبور به تغییر کند.
استان میتواند از همین امروز برای هوش مصنوعی یک نقشه راه مشخص داشته باشد.
این نقشه راه میتواند شامل:
- آموزش مهارتهای هوش مصنوعی به کارکنان دستگاههای اجرایی؛
- حمایت از شرکتهای دانشبنیان و استارتاپهای محلی؛
- ایجاد دورههای مهارتی برای جوانان؛
- استفاده از فناوری در کشاورزی و گردشگری؛
- حمایت از پروژههای دانشگاهی کاربردی؛
- ایجاد بانک اطلاعاتی مسائل قابل حل با فناوری؛
- و تدوین اصول اخلاقی استفاده از هوش مصنوعی در دستگاههای اجرایی باشد.
هوش مصنوعی بدون اخلاق خطرناک است
هر فناوری قدرتمندی نیازمند چارچوب اخلاقی و حقوقی است.
حریم خصوصی، امنیت دادهها، شفافیت، خطای الگوریتمی و مسئولیتپذیری از جمله موضوعاتی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
استفاده از هوش مصنوعی نباید به معنای واگذاری کورکورانه تصمیمها به ماشین باشد.
تصمیم نهایی درباره مسائل مهم انسانی باید همچنان با مسئولیتپذیری انسان و نظارت انسانی همراه باشد.
گلستان میتواند از «مصرف» به «خلق» برسد
اگر امروز هوش مصنوعی را فقط برای تولید متن، تصویر یا انجام کارهای روزمره استفاده کنیم، در نهایت مصرفکننده فناوری خواهیم بود.
اما اگر بتوانیم مسائل واقعی استان را با کمک فناوری حل کنیم، وارد مرحله دیگری خواهیم شد.
چرا یک گروه جوان گلستانی نتواند سامانهای برای معرفی هوشمند جاذبههای گردشگری استان طراحی کند؟
چرا نتوان از داده برای کمک به کشاورزان استفاده کرد؟
چرا دانشگاههای استان نتوانند آزمایشگاهها و مراکز نوآوری تخصصی در حوزه هوش مصنوعی ایجاد کنند؟
چرا رسانههای استان نتوانند از تحلیل داده برای شناخت بهتر مخاطبان استفاده کنند؟
اینها فقط چند سؤال است.
پاسخ آنها میتواند بخشی از آینده اقتصادی و اجتماعی گلستان را شکل دهد.
پیشنهاد یک «نهضت سواد هوش مصنوعی»
به نظر میرسد استان گلستان نیازمند یک برنامه عمومی برای افزایش سواد هوش مصنوعی است.
این برنامه نباید فقط برای متخصصان فناوری باشد.
معلم، خبرنگار، دانشجو، کشاورز، کارمند، صاحب کسبوکار و حتی خانوادهها، هر کدام باید متناسب با نیاز خود با فرصتها و محدودیتهای این فناوری آشنا شوند.
جامعهای که سواد استفاده از فناوری را نداشته باشد، ممکن است به جای بهرهبرداری از آن، تحت تأثیر آن قرار گیرد.
هوش مصنوعی قرار نیست منتظر تصمیم ما بماند.
این فناوری با سرعت در حال پیشرفت است و شیوه زندگی و کار انسان را تغییر خواهد داد.
بنابراین، انتخاب گلستان میان «هوش مصنوعی» و «بدون هوش مصنوعی» نیست.
انتخاب واقعی این است:
آیا میخواهیم منفعلانه شاهد تغییر باشیم یا فعالانه برای آینده آماده شویم؟
استانی که امروز برای آموزش، مهارتآموزی و زیرساختهای دیجیتال سرمایهگذاری کند، فردا فرصت بیشتری برای اشتغال، نوآوری و توسعه خواهد داشت.
گلستان نباید فقط درباره آینده صحبت کند.
باید بخشی از آینده را خودش بسازد.
شاید مهمترین اقدام امروز این باشد که هوش مصنوعی را نه یک تهدید دوردست، بلکه یک فرصت واقعی برای حل مسائل همین استان بدانیم.
از کشاورزی و گردشگری تا آموزش و رسانه؛
آینده گلستان میتواند هوشمندتر باشد، اگر امروز برای آن آماده شویم.
عظیما میررضایی