گاهی یک استان منابع طبیعی خود را از دست میدهد، گاهی فرصتهای اقتصادی را و گاهی چیزی ارزشمندتر از همه اینها را؛ جوانان و سرمایه انسانی خود را.
مهاجرت جوانان از یک استان فقط به معنای جابهجایی چند نفر از یک شهر به شهر دیگر نیست. پشت هر مهاجرت، یک خانواده، یک استعداد، یک نیروی متخصص، یک ایده و گاهی سالها هزینه آموزشی قرار دارد.
استان گلستان نیز برای آینده خود باید این پرسش جدی را مطرح کند:
چرا بخشی از جوانان ما برای ساختن آینده خود، مقصدی خارج از استان را انتخاب میکنند؟
پاسخ را نمیتوان فقط در یک عامل جستوجو کرد.
اشتغال، درآمد، امکانات آموزشی، فرصتهای پیشرفت، مسکن، کیفیت زندگی، دسترسی به فرصتهای فرهنگی و اجتماعی و حتی احساس دیدهشدن، همگی در تصمیم جوان برای ماندن یا رفتن نقش دارند.
جوانی که فرصت ندارد، ناچار به رفتن میشود
بسیاری از جوانان گلستانی تحصیلکردهاند، مهارت دارند و ایدههای خوبی برای کار و زندگی دارند؛ اما فاصله میان توانایی آنان و فرصتهای موجود در استان، گاهی بسیار زیاد است.
نباید از جوانی که پس از سالها تحصیل، شغلی متناسب با تخصص خود پیدا نمیکند، انتظار داشت صرفاً با توصیه و شعار در استان بماند.
جوان برای ماندن، به دلیل و فرصت نیاز دارد.
اگر یک جوان بتواند در شهر یا روستای خود شغل مناسب، درآمد قابل قبول، امکان رشد و آیندهای روشن داشته باشد، طبیعی است که ماندن برای او جذابتر خواهد بود.
مدرک کافی نیست؛ مهارت لازم است
یکی از مسائل مهم، فاصله میان آموزش و بازار کار است.
دانشگاه باید در کنار آموزش نظری، جوان را برای دنیای واقعی کار نیز آماده کند.
مهارتهای دیجیتال، برنامهنویسی، هوش مصنوعی، تولید محتوا، بازاریابی، تجارت الکترونیک، گردشگری، صنایع خلاق، مهارتهای فنی و حرفهای و کارآفرینی، حوزههایی هستند که میتوانند فرصتهای جدیدی برای جوانان ایجاد کنند.
امروز یک جوان گلستانی الزاماً برای کار کردن به یک کارخانه بزرگ نیاز ندارد.
ممکن است بتواند از خانه خود، با استفاده از اینترنت، برای یک شرکت در تهران یا حتی خارج از کشور خدمات ارائه دهد.
این همان فرصتی است که اقتصاد دیجیتال میتواند برای استان ایجاد کند.
روستاها را فقط برای کشاورزی نبینیم
جوان روستایی فقط یک کشاورز آینده نیست.
روستا میتواند محل شکلگیری کسبوکارهای جدید باشد؛ از گردشگری و صنایعدستی گرفته تا فرآوری محصولات کشاورزی، فروش اینترنتی محصولات محلی و خدمات دیجیتال.
اگر جوان روستایی بتواند محصول خود را با برند مناسب و از طریق فضای مجازی به مشتریان سراسر کشور عرضه کند، ارزش اقتصادی محصول او چند برابر خواهد شد.
بنابراین توسعه روستا فقط ساخت جاده و تأمین زیرساخت نیست؛ ایجاد فرصت اقتصادی برای نسل جوان روستا نیز بخشی از توسعه روستایی است.
مسکن؛ یکی از دلایل ماندن یا رفتن
جوانی که شغل دارد اما امکان تشکیل زندگی و تأمین مسکن ندارد، ممکن است آینده خود را در شهر دیگری جستوجو کند.
به همین دلیل، سیاست مسکن جوانان باید بخشی از سیاست حفظ سرمایه انسانی استان باشد.
حمایت از ساخت مسکن مناسب، تسهیل دسترسی جوانان به زمین، حمایت از تعاونیهای مسکن و استفاده از ظرفیتهای شهرهای کوچک و روستاها میتواند بخشی از این مشکل را کاهش دهد.
جوانان را در جلسات تشریفاتی نمیخواهیم
گاهی از جوانان سخن گفته میشود و جلسات متعددی نیز با عنوان «جوانان» برگزار میشود؛ اما سؤال این است:
چند تصمیم واقعی با حضور جوانان گرفته شده است؟
اگر قرار است جوانان در آینده استان نقش داشته باشند، باید از آنها در حل مسائل واقعی استفاده کرد.
جوان متخصص حوزه آب میتواند درباره بحران آب نظر بدهد.
جوان فعال گردشگری میتواند درباره توسعه گردشگری پیشنهاد ارائه کند.
جوان کارآفرین میتواند درباره موانع کسبوکار صحبت کند.
جوان متخصص فناوری میتواند درباره اقتصاد دیجیتال راهکار ارائه دهد.
این یعنی مشارکت واقعی، نه حضور تشریفاتی.
سرمایه انسانی را حفظ کنیم
ساختن یک نیروی متخصص سالها زمان میبرد.
اما از دست دادن او ممکن است در مدت کوتاهی اتفاق بیفتد.
استان باید برای حفظ سرمایه انسانی خود برنامه داشته باشد.
پیشنهاد میشود یک سامانه جامع استعدادها و متخصصان گلستان ایجاد شود تا جوانان نخبه، کارآفرینان، دانشجویان، متخصصان و صاحبان ایده استان شناسایی شوند و فرصتهای همکاری آنان با دستگاههای اجرایی و بخش خصوصی فراهم شود.
همچنین لازم است برای بازگشت متخصصان گلستانی خارج از استان نیز برنامهریزی شود.
بسیاری از جوانان گلستانی امروز در دیگر شهرهای کشور یا خارج از کشور زندگی میکنند.
همه آنان لزوماً از گلستان بریده نیستند.
اگر فرصت مناسب فراهم شود، بخشی از این سرمایه انسانی میتواند دوباره در توسعه استان نقشآفرینی کند.
از مهاجرت فقط نترسیم؛ علت را پیدا کنیم
مهاجرت را نمیتوان با دستور متوقف کرد.
اگر شرایط زندگی و کار مناسب نباشد، جوان مسیر دیگری را انتخاب خواهد کرد.
بنابراین، به جای اینکه فقط از مهاجرت گلایه کنیم، باید علتهای آن را بشناسیم.
باید از جوانان بپرسیم:
چه چیزی باعث میشود بخواهید از گلستان بروید؟
پاسخ همین سؤال میتواند بخشی از نقشه راه توسعه استان باشد.
گلستان برای جوانان چه میتواند باشد؟
گلستان ظرفیتهای فراوانی دارد.
کشاورزی، گردشگری، تجارت، صنایع تبدیلی، اقتصاد دیجیتال، صنایع فرهنگی، خدمات دانشبنیان و موقعیت جغرافیایی استان، همگی میتوانند زمینه ایجاد فرصتهای جدید باشند.
اما برای استفاده از این ظرفیتها باید از مدیریت سنتی فاصله گرفت.
جوان امروز به آیندهای نیاز دارد که بتواند آن را تصور کند.
اگر بتوانیم این آینده را در گلستان بسازیم، ماندن به انتخاب تبدیل خواهد شد؛ نه اجبار.
هیچ استانی با خروج مداوم جوانان نمیتواند آیندهای قدرتمند بسازد.
جوانان فقط نیروی کار نیستند؛ آنان ایده، خلاقیت، دانش، انرژی و آینده استان هستند.
اگر جوان گلستانی برای ساختن زندگی خود مجبور شود استان را ترک کند، فقط یک نفر از استان خارج نشده است؛ بخشی از آینده استان نیز همراه او رفته است.
بنابراین باید به جای پرسیدن اینکه:
«چگونه جلوی مهاجرت جوانان را بگیریم؟»
یک سؤال مهمتر مطرح کنیم:
«چگونه گلستان را به جایی تبدیل کنیم که جوانان برای ماندن در آن انگیزه داشته باشند؟»
پاسخ این سؤال در شعار پیدا نمیشود.
در شغل، مهارت، مسکن، مشارکت، امید و فرصت واقعی برای پیشرفت پیدا میشود.
گلستان اگر آینده خود را میخواهد، باید آینده جوانانش را جدی بگیرد.
عظیما میررضایی