استان گلستان را میتوان یکی از کمنظیرترین مناطق ایران از نظر تنوع طبیعی، تاریخی و فرهنگی دانست؛ استانی که در فاصلهای نهچندان طولانی میتوان در آن جنگل، کوهستان، دشت، تالاب، آبشار، رودخانه، ساحل، روستاهای تاریخی و آثار ارزشمند فرهنگی را در کنار یکدیگر مشاهده کرد.
گلستان سرزمین اقوام و فرهنگهاست؛ سرزمینی که تنوع قومی و فرهنگی آن میتواند به یکی از مهمترین مزیتهای گردشگری کشور تبدیل شود.
اما پرسش اساسی اینجاست:
چرا با وجود چنین ظرفیت گستردهای، گردشگری هنوز نتوانسته جایگاه واقعی خود را در اقتصاد استان پیدا کند؟
پاسخ را باید در فاصله میان «ظرفیت» و «برنامهریزی» جستوجو کرد.
گردشگری؛ فرصتی فراتر از سفر
گردشگری فقط به معنای حضور مسافر و بازدید از یک جاذبه طبیعی یا تاریخی نیست.
گردشگری میتواند زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی را فعال کند؛ از اقامتگاههای بومگردی و هتلها گرفته تا صنایعدستی، غذاهای محلی، حملونقل، فروش محصولات روستایی، راهنمایان گردشگری، تولید محتوای رسانهای و خدمات فرهنگی.
به همین دلیل، اگر گردشگری بهدرستی مدیریت شود، میتواند به یکی از پیشرانهای توسعه اقتصادی گلستان تبدیل شود.
این موضوع بهویژه برای روستاها و مناطق کمتر برخوردار اهمیت دارد؛ زیرا گردشگری میتواند بدون نیاز به ایجاد صنایع سنگین، بخشی از ظرفیت اقتصادی این مناطق را فعال کند.
گلستان؛ مقصدی برای چهار فصل
یکی از مهمترین مزیتهای استان، ظرفیت گردشگری چهار فصل آن است.
گلستان فقط مقصد تعطیلات نوروزی یا تابستانی نیست.
جنگلهای هیرکانی، مناطق کوهستانی، آبشارها، تالابها، سواحل، دشتهای زیبا، روستاهای تاریخی و ظرفیتهای فرهنگی استان میتوانند در فصلهای مختلف سال گردشگران متفاوتی را جذب کنند.
اما رسیدن به گردشگری چهار فصل نیازمند برنامه است.
باید برای هر فصل، بازار هدف، رویداد، مسیر گردشگری و بسته سفر مشخص تعریف شود.
به جای آنکه منتظر باشیم گردشگر خود مقصد را انتخاب کند، باید مقصد گلستان را برای گردشگر طراحی و معرفی کنیم.
گردشگری روستایی؛ فرصت طلایی
یکی از مهمترین ظرفیتهای مغفول گلستان، گردشگری روستایی است.
بسیاری از روستاهای استان علاوه بر طبیعت زیبا، دارای معماری بومی، غذاهای محلی، صنایعدستی، آیینها و سبک زندگی سنتی هستند.
این ظرفیت میتواند به ایجاد درآمد مستقیم برای مردم محلی منجر شود.
اما توسعه گردشگری روستایی نباید به ساختوساز بیضابطه و تغییر چهره روستاها منجر شود.
گردشگری باید حافظ هویت روستا باشد، نه عامل از بین رفتن آن.
حمایت از اقامتگاههای بومگردی، آموزش جوامع محلی، ساماندهی خدمات گردشگری و ایجاد بازار فروش محصولات روستایی میتواند نقش مهمی در این زمینه داشته باشد.
میراث فرهنگی؛ سرمایهای برای آینده
گلستان تنها طبیعت نیست.
آثار تاریخی و فرهنگی استان نیز ظرفیت بزرگی برای جذب گردشگر دارند.
آثار تاریخی، بناهای ارزشمند، محوطههای باستانی، بازارها، آیینهای محلی و فرهنگ اقوام، هر کدام بخشی از هویت این سرزمین هستند.
حفاظت از این میراث نباید صرفاً یک وظیفه فرهنگی تلقی شود؛ بلکه باید آن را بخشی از سیاست توسعه اقتصادی استان دانست.
هر اثر تاریخی که حفظ و معرفی میشود، میتواند به ایجاد یک مقصد گردشگری، اشتغال و رونق اقتصادی منطقه کمک کند.
گرگان؛ قلب گردشگری استان
شهر گرگان نیز ظرفیت آن را دارد که به یکی از محورهای اصلی گردشگری شمال کشور تبدیل شود.
بافت تاریخی، بازارها، فرهنگ شهری، نزدیکی به مناطق طبیعی و قرار گرفتن در مسیر ارتباطی استان، فرصت مناسبی برای توسعه گردشگری شهری فراهم کرده است.
اما برای تحقق این هدف، باید گرگان از یک شهر «محل عبور گردشگران» به مقصد گردشگری تبدیل شود.
طراحی مسیرهای پیادهگردی، معرفی بافت تاریخی، توسعه رویدادهای فرهنگی، ساماندهی بازارهای صنایعدستی و غذاهای محلی و ایجاد بستههای سفر میتواند مدت ماندگاری گردشگران در شهر را افزایش دهد.
تبلیغات سنتی دیگر کافی نیست
در عصر شبکههای اجتماعی، مقصد گردشگری قبل از آنکه دیده شود، باید در فضای مجازی معرفی شده باشد.
امروز یک تصویر جذاب، یک ویدئوی کوتاه یا روایت درست از یک تجربه گردشگری میتواند هزاران نفر را با یک مقصد آشنا کند.
بنابراین گلستان نیازمند یک برند گردشگری مشخص و یکپارچه است.
نباید هر شهرستان به صورت جداگانه و بدون ارتباط با دیگر مناطق استان فعالیت تبلیغاتی داشته باشد.
گلستان باید یک روایت واحد از خود در ذهن گردشگر ایجاد کند؛ روایتی که طبیعت، فرهنگ، تاریخ، غذا، مردم و سبک زندگی استان را در کنار یکدیگر قرار دهد.
گردشگر باید تجربه بخرد، نه فقط بلیت سفر
یکی از ضعفهای مهم گردشگری در بسیاری از مناطق کشور، تمرکز بر «جاذبه» و غفلت از «تجربه» است.
گردشگر امروز فقط برای دیدن یک آبشار یا جنگل سفر نمیکند؛ او به دنبال تجربهای متفاوت است.
میتوان برای گردشگران، تجربه غذاهای محلی، حضور در جشنوارههای فرهنگی، آشنایی با صنایعدستی، زندگی روستایی، طبیعتگردی، پرندهنگری، مسیرهای پیادهروی و برنامههای فرهنگی طراحی کرد.
این تغییر نگاه میتواند درآمد گردشگری را افزایش دهد و گردشگر را مدت بیشتری در استان نگه دارد.
زیرساخت؛ حلقه مفقوده
طبیعت زیبا به تنهایی گردشگر را حفظ نمیکند.
راه دسترسی مناسب، سرویسهای بهداشتی، تابلوهای راهنما، اینترنت، پارکینگ، امنیت، اقامتگاه استاندارد، خدمات سلامت و امداد، آموزش نیروی انسانی و دسترسی مناسب به اطلاعات، بخشی از زیرساختهای ضروری گردشگری هستند.
اگر گردشگر برای یک جاذبه زیبا، اما فاقد خدمات مناسب، ساعتها در مسیر باشد یا با کمبود امکانات مواجه شود، احتمال بازگشت او کاهش خواهد یافت.
بنابراین توسعه گردشگری باید همزمان با توسعه زیرساخت انجام شود.
مردم محلی باید سهم اصلی را ببرند
گردشگری زمانی پایدار است که مردم منطقه از آن سود ببرند.
اگر گردشگر وارد یک روستا شود اما درآمد حاصل از حضور او عمدتاً خارج از جامعه محلی هزینه شود، گردشگری نمیتواند به توسعه پایدار منجر شود.
باید شرایطی فراهم شود که کشاورز، صاحب اقامتگاه، تولیدکننده صنایعدستی، فروشنده محصولات محلی، راننده، راهنمای گردشگری و جوان روستایی، هر یک بتوانند سهمی از اقتصاد گردشگری داشته باشند.
گردشگری موفق، گردشگری مردممحور است.
ضرورت تشکیل شورای راهبردی گردشگری گلستان
به نظر میرسد استان گلستان برای عبور از فعالیتهای پراکنده و رسیدن به یک برنامه جامع، نیازمند یک نگاه راهبردی است.
تشکیل یک شورای راهبردی گردشگری با حضور دستگاههای اجرایی مرتبط، شهرداریها، بخش خصوصی، دانشگاهها، فعالان گردشگری، جوامع محلی و نمایندگان تشکلهای فرهنگی میتواند به هماهنگی برنامهها کمک کند.
این شورا باید برای استان یک نقشه راه مشخص داشته باشد؛ اینکه:
- گلستان قرار است چه نوع گردشگری را توسعه دهد؟
- بازار هدف استان کدام گردشگران هستند؟
- کدام شهرستانها چه مزیتی دارند؟
- زیرساختهای ضروری کداماند؟
- بخش خصوصی چگونه باید وارد میدان شود؟
- و چگونه میتوان مدت اقامت گردشگر را افزایش داد؟
گردشگری و آینده اقتصادی گلستان
گلستان برای توسعه اقتصادی خود به دنبال مزیتهایی است که بتواند اشتغال ایجاد کند، سرمایهگذاری جذب کند و درآمد پایدار به وجود آورد.
گردشگری یکی از همین مزیتهاست.
اما تحقق این ظرفیت نیازمند تغییر نگاه است.
گردشگری نباید صرفاً موضوعی برای ایام نوروز، جلسات مناسبتی و برگزاری چند جشنواره باشد.
گردشگری باید بخشی از راهبرد توسعه اقتصادی استان باشد.
اگر ظرفیتهای طبیعی، تاریخی و فرهنگی گلستان به شکل علمی و پایدار مدیریت شود، میتوان شاهد شکلگیری کسبوکارهای جدید، افزایش اشتغال جوانان، رونق روستاها و افزایش درآمد جوامع محلی بود.
سخن پایانی
گلستان گنجینهای از طبیعت، تاریخ و فرهنگ است؛ اما گنجی که اگر بهدرستی معرفی و مدیریت نشود، همچنان در دل طبیعت و تاریخ باقی خواهد ماند.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن هستیم که گردشگری را از یک فعالیت حاشیهای به یکی از محورهای اصلی توسعه استان تبدیل کنیم.
گلستان نباید فقط استانی باشد که گردشگران از آن عبور میکنند.
باید استانی باشد که گردشگر برای رسیدن به آن برنامهریزی کند، در آن بماند، تجربه کسب کند، هزینه کند و دوباره بازگردد.
آینده گردشگری گلستان در گرو یک تصمیم است:
از معرفی پراکنده جاذبهها عبور کنیم و برای ساختن یک «مقصد گردشگری» برنامهریزی کنیم.
این همان نقطهای است که ظرفیتهای بینظیر گلستان میتواند به اشتغال، درآمد و توسعه پایدار تبدیل شود.
اعظم عرب
فعال فرهنگی و اجتماعی